به ياد نسرين ....
حساب كتاب از دستم خارج شده . اين همه ادم رو گرفتن ولي انقدر نگرانشون نبودم كه براي نسرين نگرانم و دلم براش تنگ شده.
اون روز داشتم به يكي از دوستان سياسي ميگفتم "توي اين چند روز بعد از عاشورا هر وقت هوا سرد ميشه نگران نسرينم، يعني بهشون لباس گرم ميدن؟؟؟"
اين دوست سياسي با لبخند تلخش كه حكايت از دلتگي خودش داشت گفت:" اونجا زندانهها خونه خاله كه نيست تازه عذاب ميدن كه بچهها حرف بزنن "
امروز 6 روز از روزي كه ريختن تو خونه نسرين اينا گذشته، چند روز پيش پدر و مادرش اومده بودن ايلنا، عكس نسرين تو سالن ايلنا هر چند داغ دل پدرو مادر مهربونش رو تازه كرد اما اين رو هم يادآوري كرد كه بچههاي ايلنا دوست خوب بدون حاشيه سياسيشون رو فراموش نكردن.همه ميدونن نسرين كاملا محافظه كار بود و اصلا وارد وادي سياست كاري بعد از انتخابات نشد. ولي نميدونم پاپوش سياسي كاري رو كي بهش چسبوند و روانه زندانش كرد.
دلم براش خيلي تنگ شده ....
جاي نسرين، كيوان ،رضا و... بچههاي بازداشتي اين چند وقت خيلي خالي خيلي...