برگزاری کنسرت آن هم با نام خلیج فارس در کنار اسامی
خواننده های همچون نیما مسیحا، سالار عقیلی ، مانی رهنما و محمد خزایی شروط لازم و
کافی برای جلب متقاضی برای گذراندن ساعاتی در برج میلاد و شنیدن موسیقی زنده است
اما گویا برای مدیران برنامه ریز این چنین کنسرت هایی تنها نام خواننده ها و نام
بزرگ برای کنسرت مهم است نه عمق و محتوای اصلی . این همان نقاط سیاهی است که باید
بر کارنامه عملکردی مدیران برنامه ریز فرهنگی و هنری و موسیقیایی کشور وارد کرد .
در روزگاری که تورم و گرانی دو اصل پذیرفته شده
خانوار ایرانی است و فقیر و غنی هم نمی شناسد هزینه کرد مبالغی برای گذراندن ساعاتی
هر چند کوتاه در فضای فرهنگی و موسیقیایی اصیل و بدون دغل توقع زیادی نیست امری که ظاهرا رنگ باخته است و
مدیران فرهنگی و هنری بنایی برای اجرای آن ندارند.
پنج شنبه شب گذشته در راستای احترامی که مسوولان
فرهنگی برای اعتلای هنر ایرانی داشته اند و البته کنسرتی که نام خلیج فارس را با
خود یدک می کشید ساعاتی را در دومین روز برگزاری
کنسرت خلیج فارس با هنرنمایی تلفیقی چهارخواننده پاپ و سنتی گذراندم . کنسرتی
که اگر با رعایت تمام مسائل مربوطه برگزار
می شد می توانست یکی از بهترین کنسرتهای ایرانی باشد اما ظاهرا این کنسرت هم به
مثابه سایر کنسرت های ایرانی تنها محلی است برای کسب درامد و دیگر هیچ .
شاید برگزاری کنسرت های موفق در کارنامه هنری
مدیرانی که تا کنون در سالن های مححختلف کنسرتهای را برگزار کرده اند موجب شده تا
نواقص کنسرت خلیج فارس بیشتر به چشم اید .
کنسرت خلیج فارس در برج میلاد زیر رگبارهای باران در حالی اجرا
شد که شاید حداقل انتظار از مدیران این برنامه وجود مدیری هنری بود تا حداقل ارایش
یکسان خواننده های کنسرت را مدیریت کنند ، در این کنسرت محمد خزایی ، سالار
عقیلی ، مانی رهنما و نیما مسیحا هر کدام
به سبکی پوشش خود را مدیریت کرده بودند که نشان از احترامی بود که به میهمانان خود
میگذارند .
البته شاید
تصور همیشگی خواننده های ان طرف ابی به خواننده های این رو ابی هم سرایت
کرده که چون دیر به دیر مقابل مردم قرار
می گیرند پس بهتر است لباسی را که گران تر خریده اند را به رخ کشیده و یا لباسی
رابه تن کنند که در ان احساس خوش تیپی
بیشتری دارند مثل استفاده از کت های چرم و یا سر و روی اشفته برای جلب توجه بیشتر
؛ ظاهرا این موضع هم گریبان کنسرت خلیج فارس را گرفته است چرا که مانی رهنما که در
کارنامه هنری خود کنسرت های دیگری را دارد در شرایطی بر روی استیج رفت که موهای به
هم ریخته خود را شانه ای نکشیده بود و در
هوای گرم داخل سالن با کت چرمی که مخصوص زمستان است به اجرای برنامه خود ادمه داد.
این موضوع البته مورد اعتراض خودش نیز مواجه شده و با خنده و توجیه طرز پوشش در
نیمه اجرا عنوان کرد« مجبور به خاطر گرما دکمه کتم را باز کنم» .
و یا حتی استفاده از عناوینی لمپنیسم در اجرای کنسرت همچون قربونتون برم ، دوستتون
دارم، یا انجام حرکاتی که از خواننده پاپ امروزی بعید به نظر می رسد نشان داد که
وی نمی تواند همچون خواننده ای موقر به اجرای برنامه بپردازد و وی را بیشتر زیر
نوک پیکان ایراد قرار داد .
موضوع دیگری که شاید در طول اجرای کنسرت همواره
ذهن ببیننده را با خود درگیر می کرد اجرای غیر زنده خواننده ها بود امری که در
زمان اجرای محمد خزائی و مانی رهنما بارها به قطعیت رسید، اما لفظ کنسرت که نشان
از اجرای زنده خواننده است خطی بود که سعی می کرد ذهن را به سمت اجرای زنده
خواننده ترغیب کند هر چند که بیسکویت یا کیکی که مانی رهنما در طول اجرایش دو بار
به دهان گذاشت مجددا اجرای PLAYBACK
را زنده کرد .
با این
حال شاید تنها نقطه قوت کنسرت خلیج فارس را باید اجرای بسیار خوب نیما مسیحا و
سالارعقیلی دانست که با ظاهری بسیار اراسته روی استیج حاضر شدند و با اجرای
مناسبشان نشان دادند که برای کسانی که تا پاسی از شب خود را برای جضور در کنسرت
گذارده اند احترام قائل است. این همان دلیلی بود که اجراهایشان با استقبال روبرو
شد و توانست یخ سالن رو بشکند و حتی غرور سالار عقیلی را که لقب گربه اشرافی
موسیقی را برازنده اش می کرد را به کناری
بزند .
به همین اساس گویا باید تنها اعتبار کنسرت خلیج
فارس را از ان نیما و سالار بدانیم و
اجراهای زنده ای همچون وطن و ای ایران .