ايران خودرويي ها هم زرد پوش شدند
وقتي من مي گم روز از نو روزي از نو يه عده ايراد مي گيرن كه چرا سال نو را با اين روال شروع كردم .
فكرش رو بكنيد صبح مي ريد سر كار شاد و شنگول كه خوب كارتون رو انجام بديد يه دفعه بهتون بگن " خداحافظ شما بايد بريد يه جاي ديگه يك كار ديگه اي بكنيد چه حالي بهتون دست مي ده ؟؟؟"
فكرش رو بكنيد منوچهر منطقي مديرعامل ايران خودرو چه حسي داشته وقتي فهميده بعد از 6 سال و بنا به روايتي 7 سال از مديريت ايران خودرو يك باره بايد بره توي يك شركت جديد اونهم چي هواپيما سازي از نوع پهن پيكر!!!!
آخه يكي نيست بهشون بگه بابا ما توي ساخت هواپيماي ساده به قول اينها ايران 140 كه خيلي هم بنا به نظر وزير راه بهتر از هواپيماهاي خارجي و تا حالا هم از 8 تا هواپيما توليدي 4 تاش زمين خورده!!
همچين توفيقي نداشتيم چرا يك مهندس كار كشته رو مي بريد توي حاشيه
البته بنا به سابقه آقاي منطقي در توليدات دفاعي هم مي شود تنها سكوت كرد .![]()
به هر حال توي اين 18 روزه اين تنها خبري بود كه مطبوعات رو شوكه كرد و مسوولان سازمان گسترش و نوسازي صنايع و معادن توانستند با دارا بودن حق وتو منطقي را بركنار و مدير خودشون را جايگزين كنند .
یکشنبه ای ساعت 3 كه قرار بود مراسم توديع و معارفه انجام بشه با عده اي از دوستان در محل مراسم حاضر شده بوديم . صحنه هاي جالبي اتفاق افتاد كه تعريف كردنش خالي از لطف نيست و به دليل اين كه حوصله برخي از دوستان كه مطبوعاتي نيستند ممكن سر بره اول تيتر وار مي گم و بعدش گزارش كاملش رو می ذارم تا هم دل دوستان را به دست بيارم و هم دل خودمو![]()
* قبل از این که به ساختمان بلند و قدیمی سازمان گسترش یرسیم با تمام بچه های که قرار بود بریم برای مراسم هماهنگ کردم که با هم بریم تو که اگر باز هم روابط عمومی می خواست خبرنگار ها رو بپیچونه و راه نده نذاریم و یه جورای خودمون از حقمون دفاع کنیم .
از در سازمان گسترش با خیال راخت و البته با سلام و صلوات رفتم تو ( حتی برای اولین بار به ظاهر و مانتو و این که رنگ شلوارت چی هم گیر ندادند !!!!!!!!!!!!!!
)
کمی جلوتر و همزمان نجم الدین مدیر عامل جدید تشریف فرما شدند و با یک سلام علیک ساده برای کسب تکلیف و هماهنگی های نهایی به سمت دفتر قلعه بانی رییس سازمان رفت.
با دوستان خبرنگار و عکاس داخل محوطه منتظر موندیم تا از زمان ورود مدیران باخبر بشیم .( حقیقتش بفهمیم کی می یاد و کی نمی یاد )
آخه بعد از برکناری منطقی تمام مدیران ارشد به پشتوانه رییسشون استعفا داده بودند . و تمام مدیرانی که وارد محوطه می شدند انقدر غمگین بودند که یه لحظه همگی فکر کریدم مجلس ترحیم !!!
وقتی به سراغ مديران لایران خودرو می رفتم و ازشون می پرسیدم "آقای مهندس در دور جديد هستيد ؟" انگار سهل ترین سوال زندگیشون رو پرسیدم .بدون تامل می گفتند : با خداس ديگه دست ما نيست . آخه نمي شه موندً!!!!
توی این وانفسا که نه روابط عمومي ايران خودرو و نه روابط عمومي وزارت صنايع و معادن حتی تا يك ساعت مانده به مراسم معارفه هيچ تاييد یا تكذيبي نداشتند تنها مدیر روابط عمومی وزارت صنایع و معادن در مراسم حضور یافت .
در این بین قیافه مديران سايپايي دیدنی بود که انگار داشتن تو دلشون قند آب می کردن البته حق هم دارن بعد از این ایران خودرویی ها به جای کت های آبی باید مثل سایپایی ها زرد پوش بشن .
بذرپاش (مدیر عامل سایپا) و قلعه باني (رییس سازمان گسترش ) كه بعد از اين بدون هیچ مخالفتی سكان خودروي كشور را در دست دارند با شعف تمام ايران خودرو را از آن خود خواندند حتی بذرپاش در واکنشی به یکی از دوستان گفت:" دیگه ایران خودرو مال خودمون شد"
بذرپاش كه از طرف نجم الدين با نام استاد خطاب شد در پايان مراسم هم همچون دو یار دیرینه البته بهتر بگم امگار توی گود کشتی دست يكديگر را بالا گرفته و عكس يادگاري گرفتند گويا استاد براي شاگرد خلفش آرزوها در سر داره ....
توی این بین جمع دوستان خبرنگار که کلی از یان شرایط حرص خورده بودیم شروع کردیم به انتقاد از نحوه انتخاب که البته بازهم فقط یک سری توجیه شنیدم و خوب ما هم مثلا باید متقاعد می شدیم دیگه ....
ادامه مطلب
سلام دوباره ...
روز از نو روزی از نو
امروز بالاخره اومديم سر كار البته بگذريم از اين كه توي عيد هم به خاطر شيفت چند روزي رو در خدمت ايلنا بودم و سر كار رفتن رو افتتاح كرده بودم .
توي اين عيدي خيلي موضوع واسه نوشتن داشتم كه شرمنده اصلا حس نوشتن نداشتم .الانم كه اومدم براي بار 100 وب دوستان رو چك كنم ديدم برخي از دوستان فعال بوده پست هاي جديد گذاشتن.
شرمنده شدم و یاد روزهاي اول مدرسه بعد از عيد و تابستون افتادم كه موضوع تكراري انشا اين بود كه " تعطيلات خود را چگونه گذرانديد ؟" ولي خدايي عجب موضوع انشايي بود هم دوست داشتي بگي و هم نمي خواسی همه رو توي حريم خصوصي راه بدي و البته بعضي وقتها هم دوست نداشتي پيش دوستات كم بياري كه جايي نرفتي و تو خونه موندي.
منم الان همين حس رو دارم ولي چون توي آخرين پست سال گذشته گفته بودم تهرانم حالا هم مي گم " بنده تهران بودم و به نحوه احسنت هم از تهرانتون مواظبت كردم تا خداي ناكرده خاري توچشمش فرو نره و به خوبي نقش كزت رو بازي كردم و اصلا ژان وارژاني پيدا نشد تا نجاتم بده .![]()
ولي انصافا اين ديدو بازديد عيد هم صفايي داره
"
اون چيزي که براي من در سال جديد جالب بود تغيير ديدگاه مهموناي نوروزي بود . هر ساله غصه ام اين بود كه واي الان دوباره همه از كار حرف مي زنن و اين كه امسال بازار اين طور بود و اون طور.
آخه از شانس من كلا فاميل به دو بخش تقسيم مي شه يا همه صنعتي اند و بايد باهاشون از نرخ ارز و حقوق كارگران و بالا و پايين رفتن نرح ارز حرف بزني . يا بازاريند و بايد پاي گلایه های خاص خودشون بشینی که البته برخی هم به خاطر بازاری بودن از نوع واردات و صادرات جایگاه خاصی دارند .
اون وسطا هم چند نفري که به عنوان فامیل های سببی در مشاغل دولتي هستند به مدد اطلاعاتشون محفل فوق العاده گرمي رو ترتيب مي دن برای تبادل افكار اقتصادي و راه حل ارائه دادن و البته حرص خوردن به نحوه ویژه .![]()
هر سال وقتي دو روز اول عيد تموم مي شد يه نفس راحت مي كشيدم كه خوب توي اين دو روز كل فاميل درد و دلاشون روگفتند و از اين من بعد لازم نيست پاي گلايه هاشون بشيني كه چرا فلان كالاشون تو گمرك گير كرده و ووو... اما امسال هر جايي كه مي رفتي همه داشتن از اصلاح الگوي مصرف و اتفاقاتي كه بعد از اين قراره بيفته حرف مي زدند كه البته اين بحث ها هم جالب بود.
يكي از اقوام كه اتفاقا نماينده انحصاري يك شركت خارجي در ايران لفظ جالبي رو به كار برد و تحليل هاي جالبي داشت. اين بنده خدا مي گفت" امسال سال رياضت اقتصادي و با اين بحرانهاي كه داره به سمت ايران مي ياد نمي شه دور نمايي جالبي رو تصور كرد و کلی از بحثی که یکی از وزرا در مورد تغییر نرخ ارز کرده بود خرف داشت و دقیقا تمام مسائل رو به نحوه احسنت تحلیل می کرد "
و در ضمن هم در بین هر چند دقیقه یک بار به من گوشزد می کرد که نظر من اشتباه و اقتصاد و سیاست هیچ ربطی به هم ندارند و این موضوعات تنها حربه ای است که با مسائل افتصادی به نفع مسائل سیاسی کار کرد . نمی دونم شاید من دارم اشتباه می کنم ؟؟؟؟!!!!!
توی این عید یک کار دیگه هم کردم و اون هم دیدن چند تا فیلم بود که به زودی به خاطر رو پرده بودنشون می خوام یه پست براشون بذارم فقط بذارید این فیلم اخری رو پرده یعنی احراجی ها رو هم ببینم تا یه تحلیل سه جانبه بذارم .
آخه کلی مطلب واسه این سه تا فیلم خوندم که البته هیچ کدوم از فیلم ها قابل توجه نبودند.(این هم باز نظر من بقیه رو نمی دونم )
به هر حال اين عيد هم مثل سالهاي پيش در مسائل افتصادي چرخيد و منم كه قرار بود حداقل يك اين 14 -15 روزه از مسائل اقتصادي دور باشم مجبور بودم شركت كنم و در برخی از مواقع آمار و ارقام ارائه كنم .

